سه شنبه , بهمن ۱ ۱۳۹۸
قالب وردپرس درنا توس
خانه / اخبار / اخبار ایثارگران / جزییات «استرس پس از سانحه» در میان جانبازان اعصاب و روان

جزییات «استرس پس از سانحه» در میان جانبازان اعصاب و روان

خبرگزاری راست قامتان: «اختلال استرس پس از سانحه» یا PTSD یکی از اختلالات روانپزشکی محسوب می شود که از یک تجربه یا آسیب دردناک روانی مثل سیل، زلزله، تصادف، مرگ عزیزان ، جنگ، تجاوز و…بوجود می آید.

فردی که در دوره ای از زندگی خود تجربه چنین آسیبی را از سر گذرانده باشد، ممکن است که بعد ها مبتلا به مجموعه ای از نشانه های روانی شود که این نشانه ها در دسته بندی اختلالات روانی با عنوان « اختلال استرسی پس از سانحه»شناخته می شوند. یکی از مشکلات عمده ای که همیشه گریبان گیر برخی ازجانبازان، ایثارگران و آزاده های پس از جنگ تحمیلی بوده. مشکلات ناشی از اختلالات اعصاب و روان و آسیب های روانپزشکی و روان شناختی است که در میان این اختلالات « اختلال استرس پس از سانحه» شایع ترین آنها در میان رزمندگان اعصاب و روان محسوب می شود.

دکتر«امیر شعبانی» استاد گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران است. او یکی از متخصصان با سابقه روانپزشکی و دارای سوابق ارزشمندعلمی و مطالعاتی، دانشگاهی و کلینیکی در زمینه درمان بیماران مبتلا به انواع اختلالات روانپزشکی است. یکی از گروه هایی که دکتر شعبانی در زمینه درمان آنها بسیار کار کرده است، جانبازان اعصاب و روان دوران جنگ تحمیلی هستند و به همین خاطر تجربیات وی در این زمینه بسیار راه گشاست. یکی از مهمترین اختلالاتی که بسیاری از جانبازان، آزادگان و حتی رزمندگانی که از جنگ باز گشته اند امکان ابتلا به آن را دارند ، « اختلال استرس پس از سانحه» می باشد که دکتر شعبانی آن را اینگونه توصیف می کند: اختلال استرس پس از سانحه  یا PTSD اختلالی است که پس از یک آسیب یا سانحه بوجود می آید و این تروما به اینصورت است که فرد یا شاهد از بین رفتن  کسی است، یا در معرض تجربه از دست دادن قریب الوقوع فردی است، یا در موقعیتی قرار می گیرد که انتظار بسیار بالایی از آسیب دیده گی در آن وجود دارد و یا در موقعیتی قرار می گیرد که شاهد عینی تبعات آن آسیب باشد، بدین معنا که اتفاقی بد رخ داده باشد و وی شاهد این اتفاق بوده باشد. وی ادامه داد: وقتی این سانحه اتفاق می افتد، در بسیاری از افراد علائمی بوجود می آید و این علائم ممکن است تا چند روز یا چند هفته ادامه پیدا کنند و چنانچه این علائم خاص بیشتر از یک ماه ادامه یافته و بهبودی حاصل نشود، ما می توانیم نام « اختلال استرس پس از سانحه» را روی آن بگذاریم، قاعدتا این علائم اگر بیش از سه ماه به طول انجامد به مداخلات درمانی نیاز پیدا می کند.
این عضو هیأت مدیره انجمن علمی روان‌پزشکان ایران به علائم این اختلال اشاره کرد و گفت: این اختلال شامل چهار دسته نشانه عمده می باشد ۱٫ تکرار مکرر خاطرات تجربه سانحه، ۲٫ اجتناب از یادآورهای آن تجربه،  ۳٫ بیش بر انگیختگی و ۴٫ تغییرات شناختی مرتبط با سانحه.
تکرار دائمی خاطره حادثه در ذهن بیمار، که به انواع مختلف می تواند تداعی گر و یادآورنده آن رویداد باشد، مثل مرور خاطرات،  به شکل دیداری، شنیداری و حتی بصورت استشمام یک بو آن خاطره تلخ را دوباره در ذهن بیمار زنده می کند. و یا اینکه در مواجهه با چیز هایی که یادآوری آن خاطره است ، برای مثال مواجه شدن فرد با کسانی که به لحاظ ظاهری ،تن صدا ، پوشش یا هر چیز دیگری یادآور فردی باشند که در آن حادثه حضور داشته اند، بنابر این یکی از نشانگان مهم این اختلال تکرار مکرر خاطره و یادآوری دوباره آن حادثه و آسیب است و همانطور که گفته شد می تواند از طُرُق مختلفی اتفاق بیافتد.
به گفته دکتر شعبانی، نشانه‌های مهم دیگر این اختلال، اجتناب است. بدین معنا که بیمار در این مواقع از هر چیزی که شباهتی به آن حادثه داشته باشد، به شدت اجتناب می کند. برای مثال خانمی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته از مواجهه با مردانی که یادآور خاطره اش باشد همچنین موقعیت هایی که مشابه آن موقعیت تجربه شده باشند، به شدت اجتناب می کند. وی در ادامه بیان داشت: گاهی تکرار آن خاطرات در وضعیت هوشیاری برای بیمار اتفاق نمی افتد و به اصطلاح فرد در این مواقع وارد مرحله تجزیه می شود، بدین معنا که مثلا ممکن است یک رزمنده بازگشته از جنگ در خانه اش نشسته باشد و ناگهان احساس کند که آنجا میدان نبرد است و میز و صندلی ها را مثل سنگر ببیند و بعد از آن اصلا به یاد نیاورد که چه اتفاقی افتاده است.
بنا به گفته این مدرس دانشگاه « بیش برانگیختگی» سومین نشانه مهم این اختلال محسوب می شود که در آن فرد دچار مجموعه ای از مشکلات از قبیل اختلال خواب، پایین آمدن آستانه تحمل و عصبیت و اضطراب شدید می شود. و دردسته چهارم تغییرات شناختی است که فرد بیمار ممکن است نسبت به خود و جهان پیدا کند. مثلا جهان را نا امن بداند یا برای یادآوری مسائل مرتبط با خاطره تروما با مشکل مواجه شود.
وی در رابطه با شیوع و همه گیری این اختلال چنین اظهار کرد: شیوع PTSD در پیمایشی که سال ۲۰۱۱ بین افراد ۱۵ تا ۶۴ ساله در ایران انجام شد به میزان ۲ درصد اعلام شد اما به اعتقاد من میزان آن بمراتب بالاتر است چرا که بسیاری از افراد سوانح و آسیب های خود را پنهان می کنند و نمی خواهند دانسته شود. اما در برخی کشور ها شیوع بیشتری گزارش شده است.
دکتر شعبانی در ادامه گفت: شیوع این اختلال در بیماران اعصاب و روان دوران جنگ شیوع بسیار بالایی دارد، برای مثال در «بیمارستان صدر» اکثریت بیماران راشامل می شود.اما در کلیت جامعه شیوع بسیار پایین تری دارد. از نظر وی علت اصلی ابتلا به این اختلال در درجه اول تجربه یک حادثه غیر قابل هضم ست، اما می توان گفت که اختلال شخصیت ، یا افسردگی های قبلی یا هر مشکل روانپزشکی دیگر می تواند به بروز این اختلال کمک کند. اما علت اصلی خودِ سانحه است که چنان بر ذهن فرد تاثیر می گذارد که به تنهایی می تواند موجب اختلال شود. مثلا درجنگ جهانی دوم، حدود ۷۵ درصد افرادی که در اردوگاه نازی ها بودند بعدها دچار PTSD شدند.
وی در پایان به لزوم پیشگیری از بروز اختلالات روانپزشکی در سوانح و فجایع طبیعی اشاره کرد و گفت: دولت‌ها نقش مهمی در این امر دارند و در اینجا مداخلات حمایتی نقش پررنگتری دارند. در حوادث طبیعی بزرگ مثل سیل و زلزله برنامه ریزی دقیق برای اسکان سریع و به موقع و بازگرداندن افراد به زندگی طبیعی شان در کمترین زمان، می تواند کمک شایانی برای جلوگیری از پدید آمدن این اختلال کند.  در کنار این ها حمایت اقتصادی که بتواند شرایط را برای افراد سانحه دیده بصورتی فراهم کند که به سرعت به زندگی عادی بازگردند و مدیریت این مجموعه اقدامات از طریق دولت ها و کمک سازمان های مردم‌نهاد نقش تعیین کننده ای در کاهش میزان آسیب دیدگی روانی ایفا می کند. وی ادامه داد برای رفع این مشکل غیر از اقدامات پیشگیرانه ای که ذکر شد درمان های داروئی و مداخلات روان درمانی و کار درمانی و سایر اقداماتی نیاز است و می توانند اثر گذار و ثمر بخش باشند. هرچند درمان دارویی دارای اهمیت است اما هیچ داروی شفا بخشِ معجزه گری وجود ندارد که بتواند این اختلال را به تنهایی درمان کند. داروها می توانند تا حدود زیادی در کاهش سطح افسردگی، اضطراب و مشکلات رفتاری موثر باشند و همین طور روان درمانی اگر بدست فردی که تجربه کافی در این زمینه داشته باشد نیزمی توانند کمک کننده باشند. اما در نهایت این خود بیمار، محیط و شیوه زندگی اوست که تسریع کننده بهبود او خواهد بود.

منبع:حیات

درباره ی علیرضا آقا میرزایی

مطلب پیشنهادی

مخالفت بنیاد شهید و امور ایثارگران با هرگونه کاهش سهمیه ایثارگران در کنکور

معاون حقوقی و امور مجلس بنیاد شهید و امور ایثارگران از مخالفت بنیاد با هرگونه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *